تبليغاتX
زندگی و من و تو -
دفتر خاطرات پشمالو بانو

سلام امروز خيلي وقت ندارم بنويسم فقط خواستم بگم من اينجا رو راه انداختم هر کي مي خواد بياد عضوشه

پ.ن. امروز يه متني رو در مورد دعاي مادر خوندم گريه ام گرفت... من خيلي وقتها با مامانم خوب نيستم و باهاش عصبانيت ميکنم.... خيلي کارها هست که نمي تونم به خاطرشون ببخشمش .. خداي مهربونم منو به خاطر اين ناشکري ببخش و بيامرز... نعمت وجودش رو از سرم کم نکن ... من بنده توام لاجرم گناهکار تو آفرينندهاي و لاجرم بخشاينده...  خدايا کمکم کن ازبند ديروز و فردا رهاشم ... کمکم کن بتونم امروز رو تجربه کنم... خدايا باز هم طنابم را بريدهام مرا از من نجات بده....

نوشته شده توسط پشمالو در ساعت 9:15 AM | لینک  |