تبليغاتX
زندگی و من و تو
دفتر خاطرات پشمالو بانو

امروز دارم ازین محل کارم میرم واسه همین هم الان اصلا حوصله ندارم ماجراهای دیشب و بگم باشه یه روز دیگه میام همشو می گم واستون فقط همین که همه چی با ارفاق نمره 17گرفت یعنی بد نبود و به خیر گذشت حالا هم قراره بریم آزمایش و بهدشم بهله برون .... تاریخ عقد و عروسی هم مشخص نشده هنوز حالا لباس نخرید حداقل دو ماه طول می کشه بابت عزا داری خونواده مهران اینا .... دوستون دارم واسم دعا کنین .... فعلا بای

نوشته شده توسط پشمالو در ساعت 12:13 PM | لینک  | 

خوب دیروز خیلی خوش گذشت جای همتون خالی و از همتون ممنون که در لحظه های اول بدنیا اومدنم تنهام نذاشتین ... امسال که بدنیا اومدم دنیا خیلی بهتر بود ، کمتر تاریک و تنها و ترسناک ... می دونم که از حضور شما در کنارم دلم قرص تر بود و با اعتماد به نفس بیشتری اومدم ... از همه تون ممنون ...

 

... دیروز تا بعد از ظهر فقط یه بار با آقای همسر حرف زدم .... گوشیشو خونه جا گذاشته بود و از صبح هم در گیر بود برای همین بعد از ظهر علیرغم همه دلداریهایی که به خودم می دادم که "یادش نمی ره ! نه بابا مگه میشه...." مردمک های چشمام تنگ شده بودن و دلم انگار سولاخ شده بود و هیچ خوشحالی ای توش نمی موند ، دلم مهران می خواست .... همینطور داشتم واسه خودم خسته و کوفته می رفتم خونه و با خودم فکر کردم "کاش الان مهران اینجا بوده!" یهو یکی پرید جلوم ، دیدم خودشه داشتم از خوشی سکته می کردم ... کم مونده بود وسط خیابون بپرم بغلش صحنه یه جوری بود که یه پیر مردی که اونجا بود بی اختیار لبخند می زد و چشم از ما ور نمی داشت و یه عالمه دعامون کرد ... با ذوق تمام سوار شدیم و رفتیم با هم بستنی یخی خوردیم و بهدشم یه سیگار با حال کشیدیم و یه دوری زدیم .... کادو هم یه عطرکادو گرفتم Locost . و اینقدر خوشبوه که من صبح یه عالمه اشو رو خودم خالی کردم .... ولنتاین هم یه عطر دیگه کادو گرفتم اما این یکی رو بیشتر دوست دارم بیشتر شبیه منه ... خلاصه ساعت 7 آقای همسرمنو گذاشت دم در خونه ...

 

 مامانمو از وقتیکه از شمال اومده بود ندیده بودمش یه عالم بوسیدم ... بعدشم که خواهر و برادرم و عهد و عیالاتشون اومدن برام تولد گرفتن ... واقعا عالی بود ... به جرات می گم که این بهترین تولدم بود چون تمام مدت روز امواج عشق به سمت من جاری بود ..... عالی بود جای همتون خاللی....

 

پیوست زنانه: آقا من بدجور دلم شور می زنه بابت این خواستگاری جمعه کمک!

 

پیوست آهنگی : یه آهنگ گلنار دارم که خیلی دلم می خواد بذارم اما جایی برای uploadندارم بهم بگین اون جا قبلیه فیلتر شده ....

 

پیوست نظرانه :عروس خانومهای گل لطفا یه کم عفت کلام به خرج بدین در مورد کامنت هاتون مجبور شدم یکی دوتا رو پاک کنم ،آخه آقای همسر هم اینجا رو می خونه!

 

 

نوشته شده توسط پشمالو در ساعت 12:9 PM | لینک  | 

متاهل وارد ۲۷ سالگی می شویممممممممم!!!!

ساعت ۸صبح روز اول اردیبهشت

نوشته شده توسط پشمالو در ساعت 11:50 AM | لینک  |